" href="/rss" /> New Born Baby - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

New Born Baby - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
New Born Baby
نویسنده : افشین - ساعت 12:27 ب.ظ روز جمعه 19 اسفند‌ماه سال 1384
 

در یک شب زمستانی کاملاً بهاری افشین بعد از مهاجرت از خیابان های تبربز ( مهاجرت صغرا = همین دوروبرا) ناگهان تحول عمیقی (مانند سنگی که به سر آدم می خوره) را در خود احساس می کند.در عرض چند دقیقه این تحول تمام بدن او را فرا می گیرد ؛ دردی را در شکم خود احساس می کند؛اما این دفعه این شکم درد با دفعات قبلی فرق دارد.ناگهان کرم هایی که در کالبد این فرد لانه داشتند دچار تحول مجدد (تهوع) شده و تکانی به خود داده و بیرون می ریزند ؛ همین تکان کوچک کافی بودند تا وبلاگی دیگر متولد شود .


 
comment نظرات (0)