" href="/rss" /> وای اگه قلبت تو سینه بمیره! - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

وای اگه قلبت تو سینه بمیره! - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
وای اگه قلبت تو سینه بمیره!
نویسنده : افشین - ساعت 06:58 ب.ظ روز شنبه 26 فروردین‌ماه سال 1385
 

چه حالی می ده بعد کلاس عملی فارماسیوتیکس ، کامپیوتر برات رندم آهنگ حیرانی شهرام ناظری رو بیاره ...

تا آب شدم ، سراب دیدم خود را

دریا گشته ام، حباب دیدم خود را

آگاه شدم ، غفلت خود را دیدم

بیدار شدم ، به خواب دیدم خود را ....

چند روز بود که بد جوری عصر ها می زدیم آبرسان و ولیعصر ؛ ولی امروز چون تولد دختر داییم دعوتم باید خونه بمونم ... البته منتظر زنگ زدن یا sms بیا بریم بیرونم ! طاقت خونه موندن رو ندارم ...

می گم خیلی بعده ها آدم به خاطر این که از کسی خوشش نمیاد بخواد اونو پیش دیگروون ضایع کنه ! بعضی حرفا هستن که اگه از کسی که خوشمون میاد بشنویم برامون خوشایند میاد و برعکسش ، برعکس!

** وای اگه فلانی بدونه که چقدر ازش خوشم میاد !

 

** یکی از دوستام می گفت که دیشب تو یکی از برنامه ها ی شبکه VOA سمین رو نشون داده ! ایول سمین ...

می گفت که سمین خانم شده سفیر حسن نیت سازمان ملل متحد ! و با پسر زنده یاد مختاری ( هنوزم هر وقت اسمش رو می شنوم بغض گلومو می گیره) و دختر زرافشاریان قراره برن سخنرانی و از این حرفها بکنند !

فک کنم این آب و هوای سوید بدجور به ایرونی ها میوفته

مردم با سعدی و شاملو خوندن سیاستمدار و مشهور می شند ،من بدبخت هم برا یه انجمن شدن باید منت این و اونو بکشم ! آخر سر هم ...

(شوخی کردم ) اون هر جا که باشه و هر جا که بره می دونه که یه نفر هستش که همیشه براش آرزوی موفقیت داره و اون ....م

 

 


 
comment نظرات (2)