" href="/rss" /> سلام! - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

سلام! - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
سلام!
نویسنده : افشین - ساعت 04:35 ب.ظ روز پنج‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1385
 

قیافت آشناست !

کجا دیدمت ؟

نکنه تو ......!

نه اگه تو ؛ اون بودی ..

سه سالی می شه که هر روز اونو می بینمش !
نه اگه اون بود حداقل یه سلامی می داد !

اصلاً بی خیالش

نه نه ! ببخشید

اشتباه گرفتم

آشنا نیست

غریبه است


 
comment نظرات (6)