" href="/rss" /> صدای ضجه - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

صدای ضجه - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
صدای ضجه
نویسنده : افشین - ساعت 10:41 ب.ظ روز یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1385
 

 

 

صدای ضجه . صدای ضجه ی سکوت نگاهشان . همیشه فقط برای بازی نبود که کلمه ها را کنار هم ردیف می کردم . این بار حتی برای بازی هم نیست .صدای ضجه زجرم می دهد . مهمش این نیست .له شان می کند مهمش این نیست .صدای ضجه دیگر آواز نمی شود . و این دیگر معجزه نیست وقتی مثل همه عجز را نشخوار می کنم .مهمش این نیست . فقط مغز نمی خورد ، آرزو ها را می خورد روزی دو تا ، مهمش این نیست .با صدای نفسشان یکی شده ، اگر نباشد پی اش می گردند . همه را پی اش می گردانند .مهمش این نیست .

سکوت نگاهشان .مهم این است


 
comment نظرات (2)