" href="/rss" /> با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
نویسنده : افشین - ساعت 12:36 ق.ظ روز سه‌شنبه 17 مرداد‌ماه سال 1385
 
 

تکه های عریان افکارم را با آسیاب روزگار خرد خواهم کرد.

چونان که از صافی روح تو بتواند عبور کند.

چونان که پتک نگاه دیگران نتواند آن را در هم شکند.

چونان که گرمی خونت بتواند آنرا در خود حل سازد.

چونان که فشار نبضت مرا به قلب  مغزت برساند...

 

سپس به باد خواهم گفت که مرا با خود ببرد

تا تو مرا به یاد آوری همان گونه که من تورا در یاد داشتم ....

 


 
comment نظرات (3)