" href="/rss" /> با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
نویسنده : افشین - ساعت 09:07 ق.ظ روز پنج‌شنبه 13 مهر‌ماه سال 1385
 

با دیده ی اغماض بنگریم

تا بتوانیم دوست داشته باشیم وگرنه نفرت مرا بپذیرید.افکار شما شاید نه اما رفتارتان فقط همین را به بار می آورد.

نفرت صادقانه ی من به هیچ کارتان نمی آید. ولی دوست داشتن سرشار من شما را به خودتان و خودمان خوش بین می کند.آن وقت نفس راحت بلندی می کشید و به دنبال کارهای مهمی می روید که موعدشان مشخص تر از موعد من است.

خدای این خطوط سیاستمدار که از پهلو به بی ریایی لبخند می زند و از بالا برای آن گریه می کند .برای ادامه ی حیاتش ترفند می زند . بادیده ی اغماض می نگرد .به تو و به خودش ...


 
comment نظرات (5)