" href="/rss" /> با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
نویسنده : افشین - ساعت 09:42 ب.ظ روز پنج‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1385
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خدایا

در این شب های طولانی ،تاریک و بی در وپیکر خیلی ها هستند که امید نا امیدی هایشان تو هستی .چیز هایی هست که فقط تو می دانی ، چیز هایی که بر من پوشیده مانده ....

وچیز هایی که فقط تو می دانی و من !

ای لعنت به این روزگار ...

پ ن : شوخی کردم !


 
comment نظرات (3)