" href="/rss" /> ترا من چشم در راهم ! - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

ترا من چشم در راهم ! - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
ترا من چشم در راهم !
نویسنده : افشین - ساعت 11:48 ب.ظ روز یکشنبه 7 آبان‌ماه سال 1385
 

 

ترا من چشم در راهم

به راستی صلت کدام قصیده ای ای غزل

دچار باید بود،

دچار، یعنی عاشق!
و فکر کن چه تنهاست اگر ماهی کوچک

دچار آبی دریای بیکران باشد

 

 


 
comment نظرات (4)