" href="/rss" /> سربازهای کاغذی - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

سربازهای کاغذی - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
سربازهای کاغذی
نویسنده : افشین - ساعت 02:11 ب.ظ روز شنبه 25 آذر‌ماه سال 1385
 

 

 

ما تا اجداد با صفای غارنشینمان که برای بقاع (البته شرافتمندانه) تنازع می کردند بسیار فاصله داریم و پیش رفته ایم، ما دیگر زور نمی گوییم، ما زور را آرام وقتی نگاه ها به صدای بم مبهمی گوش می دهد در گوشه ای خوش خط می نویسیم. ما به همه چیز یکدست رنگ روغن ِ خوب زده ایم . این جا مبارزه ای در کار نیست؛ ملت من صبورند بیشتر از ایوب. فقط بعضی روزها با بی اعتنایی بسیار و بی چمشداشتی برای دلخوشی جماعت بازیگر ِ بی پروایی که هر روز صبح به حکم وظیفه توی صورتشان تف می اندازد، درود مدرنی می فرستند. برسکون همیشگی خود صحه می گذارند. فقط برای این که حس بودن را به کم خونی هم وطنانشان اهدا کنند.

        

 

 


 
comment نظرات (2)