" href="/rss" /> Breaking The Habit - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

Breaking The Habit - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
Breaking The Habit
نویسنده : افشین - ساعت 04:43 ب.ظ روز شنبه 5 اسفند‌ماه سال 1385
 
 × چند روز پیش سوار یک تاکسی شدم، رادیوش روشن بود و داشت اخبار رادیو صدای آمریکا را پخش می کرد.اون لحظه از اینکه توی اون ماشین نشسته ام؛ حس خوبی یهم دست داد و احساس افتخار می کردم !

× وقتی استاد روانشناسی درسشو شروع کرد، از اینکه بعد چند سال دوباره یکی ازاستادامون روشنفکر تشریف داره؛ حس خوبی داشتم و از اینکه توی کلاس بودم احساس غرور می کردم !

×اصلاً من این روزها حس خیلی خوبی دارم، از اینکه دارم راه جدیدی رو شروع می کنم ...

پ ن » با شوهر خالم تخته بازی می کنیم، پنج هیچ می برمش. میگه: افشین، قبلاً که بار اولش می باختی ،بازی شیرین تر بود!

بهش میگم: اونا همش تو قبل موند و مرد، حالا دیگه خیلی عوض شدم. خوشت نمیاد بازی نکن.


 
comment نظرات (1)