" href="/rss" /> با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
نویسنده : افشین - ساعت 11:53 ق.ظ روز پنج‌شنبه 17 اسفند‌ماه سال 1385
 
 

مجموعه مقالات این کتاب به نیت دفاع از عقلانیت و نقادی عقلانی تحریر شده است. این شیوه ی تفکر، وحتی یک شیوه ی زیست است. نوعی آمادگی برای استماع استدلالهای نقادانه،جست و جو برای یافتن اشتباهات خود، و درس آموختن از آنها. این رویکردی است که شاید من نخستین بار در سال 1932 کوشیدم آن را در دو سطر ذیل صورتبندی کنم:
من ممکن است بر خطا باشم و شما بر صواب، اما با بذل کوشش، ممکن است هر دو ما به حقیقت نزدیکتر شویم.

شاید جالب باشد که بدانید اندیشه ی صورتبندی کردن این دو سطر را مدیون یک عضو جوان ناسیونال سوسیالیست اهل کارینتین هستم که نه نظامی بود و نه پلیس. اما یونیفورم حزب را بر تن داشت و هفت تیری بر کمر بسته بود.

تاریخ ماجرا می باید نه چندان قبل از سال 1932- سال به قدرت رسیدن هیتلر در آلمان بوده باشد- مرد جوان به من گفت : ببینم، می خواهی بحث کنی ؟ من بحث نمی کنم . من شلیک می کنم !

بسا که بذر اولیه ی جامعه باز را او در ذهن من کاشته باشد.*

* کارل پوپر ؛ مقدمه ی کتاب اسطوره ی چهارچوب

پ ن : یه نامه برای رئیس دانشکده مون در مورد خطر استبدادی شدن در اثر چند تکه شدن دانشکده مون نوشته بودم، ولی بنا به توصیه ی دوستان از فرستادنش منصرف شدم!


 
comment نظرات (1)