" href="/rss" /> هنوز دست مرا جرات ستیزی هست - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

هنوز دست مرا جرات ستیزی هست - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
هنوز دست مرا جرات ستیزی هست
نویسنده : افشین - ساعت 12:14 ق.ظ روز جمعه 5 تیر‌ماه سال 1388
 

هنوز دست مرا جرات ستیزی هست
هنوز پای مرا قدرت گریزی هست

نشان هستی من ـ همچو نقطه ای بی بعد ــ
اگر چه هیچ ندارد؛ ولیک چیزی هست

به ذره های من ــ این مردگان قرن آلود ــ
خبر دهید که امکان رستخیزی هست

جوانه های جنونم درید پوسته را:
امید من به بهار شکوفه ریزی هست. 

 

پی نوشت : واسه خالی نبودن عریضه بود..خیلی وقته که بهار های شکوفه ریز امیدی رو در من زنده نمیکنن....


 
comment نظرات (7)