" href="/rss" /> گم کرده ! - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن
X
تبلیغات
رایتل

گم کرده ! - با دست های عاشقت، آنجا، مرا مزاری بنا کن

هراس من باری همه از مردن در سرزمینی است که مزد گور کن از آزادی آدمی افزون باشد

 
گم کرده !
نویسنده : افشین - ساعت 01:07 ق.ظ روز جمعه 25 فروردین‌ماه سال 1385
 

اوقات دیگری نیز وجود دارند که او (کودک درونم) از خود شجاعت نشان می دهد و با باد مسابقه می دهد.فکر می کند اگر به اندازه ی کافی سریع باشد ، باد او را تا نوک بام ها بلند می کند و من نیز او را دلسرد نمی کنم.هنوز هم او گه گاه از میان چشمان من گریه می کند .هنوز هم به تاریک ترین گوشه ی شب می دود.هنوز هم درمیان مهتاب به دنبال جادویی می گردد که سالها پیش گم کرده ... ولی اینک او ...


 
comment نظرات (2)